تبليغاتX
خارپشت - لحظه دیدار
کاش یک "خار بال پشت" بود
نتوانستم که این شعر را ننویسم، نمی دانم چرا :

لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم.
باز می لرزد، دلم ، دستم.
باز گوئی در جهان دیگری هستم.
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !
های ! نپریشی صفای زلفکم را، دست !
و آبرویم را نریزی ، دل !
- ای نخورده مست -
لحظه دیدار نزدیک است.

م.امید

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 14:59  توسط خارپشت